تبليغاتX
سربندر وست
وبلاگی تحلیلی و خبری از وست ویژن سربندر
    همکاری در بخش تسهیلات 

ازافرادی که درمراکز استانها مایل به ارایه خدمات اعم از بستن قرارداد با مراکز جهت 

تسهیلات و ارائه هر گونه خدمت دیگر از طرف شرکت به مراکز استان خودشان میباشند سریعا

 نام و استانی که در آن مشغول فعالیت میباشد وآی دی خود را به لیدر بالاسری  اعلام نمایند تا

با تحقیقاتی که از آنها بعمل میآید صلاحیت افرادمورد برسی قرارگیرد تااز ایشان دعوت بعمل

آید در جلسه توجیهی که در دفتر شرکت برگزار میشود حدود وظایف افراد به آنها گفته

شود لازم بذکر است بپاس این خدمت به افراد مبلغی هم بعنوان پاداش داده خواهد شد .

 متقاضیان تا پایان روز شنبه ۲۹/۰۷/۱۳۸۵فرصت دارند تا موارد ذکر شده را باطلاع

برسانند .        http://team-vast.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 21:56  توسط علی.ش  | 

کوری را به خاطر آرامش تحمل نکن.

                                                   * نیچه*

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 21:37  توسط علی.ش  | 

موفقیت به پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن.

                                      **آنتونی رابینز**

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 21:44  توسط علی.ش  | 

 کلوب بازاریابان وست ویژن راه اندازی میشود

لطفا کلیک کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 21:41  توسط علی.ش  | 

اگر خدا نباشد همه چیز مجاز است.         *داستایوسکی*
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 20:51  توسط علی.ش  | 

پس از فعالیت آزمایشی وبلاگ با توکل به حضرت حق و مدد دوستان وسروران گرامی در روز عید سعید فطر وبلاگ * سربندر وست * رسمآ فعالیت خود را آغاز می نماید.

خوبان جهان صید توان کرد به زر !!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 20:43  توسط علی.ش  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 22:29  توسط علی.ش  | 

اختيار انسان و شب قدر

آنچه از مجمــوع مباحث به دست مي‌آيد اين است كه با ملاحظـه آيـات و روايـات و دريافت‌ها و مشاهدات، اطمينان كامل پيدا مى‌كنيم كه شب قدر هيچ گونه منافاتى با اختيار انسان ندارد و يقيناً، او در مقـدرات و سرنوشتى كه در شب قدر برايش رقم مى‌خورد موثر است؛ حتى مى‌شود گفت كه نقش اصلى را به خود انسان سپرده‌اند تا آنچه بخواهد براى فردا رقم بزند.

ادله‌اى كه نقش انسان را در مقدرات شب قدر ثابت مى‌كند به شرح زير تقديم مى‌گردد:

1- حالات و دريافت‌هاى شخصى

كسانى كه اهل دعا و راز و نياز و اهل شب قدر هستند، نقش خويش را در شب قدر به خوبى دريافته‌اند. گاهى اين حالات آن چنان ژرف و تاثيرگذار است كه تا شب قدر آينده و بلكه تا آخر عمر، در همه افكار، اخلاق، كردار و رفتار شخص رخنه كرده و آن را در يك خط و سير معنوى قرار مى‌دهد. ديگرانى هم كه به اين حد از معنويت راه پيدا نمى‌كنند، به فراخور حال خود از مجالس و محافل و شب زنده داري‌هاي شب قدر بهره‌بردارى كرده و فيض معنوى مى‌برند. ريشه اصلى اين دگرگونى‌ها و حالات، به خود افراد برمى‌گردد و اين كه تا چه حد خود را آماده بهره‌بردارى از بركات شب قدر و فضيلت‌هاى آن كرده باشند. اگر معنوياتى كه در شب قدر نصيب انسان شده و در زندگى آن‌ها تحولى آفريده، هيچ ارتباطى با آنان نداشته باشد و تنها به خدا و فرشتگان و نويسندگان مربوط باشد كه هر چه بخواهند، براى هر كس بدون ملاحظه حالاتش تقدير كنند در اين صورت مقتضاى حكمت و مصلحت اين است كه يا به هيچ كس هيچ ندهند و يا آنچه مى‌دهند، به همه يكسان و على السويه بدهند؛ در حالى كه ما مى‌دانيم همه بركات خداوندى در شب قدر براى بندگان سرازير مى‌گردد و با اختلاف و تفاوت به آنان داده مى‌شود؛ پس نتيجه مى‌گيريم تنها دليل اين تفاوت، كارها و اعمال و ميزان تلاش خود بندگان است و بس. نتيجه اين كه يكى از راه‌هاى رسيدن به اين كه آيا افراد در مقدرات منتخب قدر، صاحب نقش هستند يا نه، اين است كه ببينيم چه اندازه دگرگونى در همين شب با بركت در آنان ايجاد گشته است.

2- شناساندن شب قدر

خداوند تبارك و تعالى با نزول سوره‌اى خاص، شب قدر را به مردم معرفى فرموده است. در دو آيه اين سوره مباركه فرموده است: قرآن در شب قدر نازل شده و فرشتگان در آن شب فرود مي‌آيند. سپس افزوده است: شب سلامت است. و فرموده است: عمل صالح در او، برابر با عمل صالح در طول هزار ماه است. فردى به امام باقر عليه السلام عرض كرد: مراد و مقصود از اين كه شب قدر بهتر از هزار ماه است چيست؟ حضرت فرمودند: "والعمل الصالح فيها من الصلاة والزكاة و انواع الخير خير من الف شهر ليس فيها ليلة القدر" (1)؛ كار شايسته از قبيل نماز و زكات، صدقات و انفاقات و انواع خوبى‌ها در آن شب برتر از هر كار شايسته‌اى است كه در مدت هزار ماه كه شب قدر در آن نيست، انجام شود. اگر كارهاى نيك بندگان و چند برابر پاداش آن تاثيرى در مقدرات و سرنوشت افراد در شب قدر ندارد، از گفتن و دانستن آن چه سودى عايد بندگان مى‌شود؟ اگر نزول قرآن در شب قدر و بيان كردن اين مطلب، سود و زيانى را متوجه هيچ كس نمى‌كند، چه انگيزه‌اى در اعلام اين شب نهفته است؟ اگر دانستن نزول فرشتگان، در نتيجه تلاش افراد سودمند نباشد، چرا بايد مردم در جريان آن باشند و دانستن آن چه گره‌اي از كار بندگان مى‌گشايد؟ مى‌دانيم كه كار بيهوده حتى از افراد عادى و معمولى پسنديده نيست، چه رسد به پروردگار آسمان و زمين كه هيچ كارى را بدون حكمت و مصلحت انجام نمى‌دهد. حكمت معرفى شب قدر به عنوان شبى كه قرآن در آن نازل شده و شبى كه مقدرات در آن سامان داده مى‌شود، اين است كه بنده سرنوشت و مقدرات خويش را به قرآن پيوند بزند و آن را سرمشق و سرچشمه فكر و عمل خويش قرار بدهد، اگر كردارش موافق با قرآن و در جهت آن باشد، عمل كننده به آن سعادتمند است و اگر خداى نكرده مخالف با قرآن باشد، فاعل آن شقى خواهد بود.

3- اجماع و سيره مسلمانان

مى‌دانيم كه همه دانشمندان اسلام و مسلمانان از هر فرقه و گروهى، بر اهميت شب قدر و احياى آن تاكيد فراوان دارند و به شب زنده‌دارى آن شب، اهتمام مى‌ورزند. نقل شده كه يكى از دانشمندان بزرگ اسلام، براى اين كه شب قدر را درك كند، يك سال تمام يعنى حدود 357 شب، از سر شب تا به صبح شب زنده‌دارى كرد.(2) اين همه اقبال و توجه به تشكيل اجتماعات با شكوه براى خواندن دعا و مناجات و راز و نياز و تضرع و ابتهال، همراه گريه و زارى و استغفار، برخاسته از يك واقعيت انكارناپذير است و آن دخالت انسان‌ها در سرنوشت خودشان است.

4- سفارش امامان دين بر احياى شب قدر حتى در حال بيمارى

امام صادق عليه السلام به ابوبصير مى‌فرمايد: "وصل فى كل واحده منهما مئة ركعه"؛ در هر يك از دو شب بيست و يكم و بيست و سوم صد ركعت نماز بخوان "و احيهما ان استطعت الى النور"؛ تا مى‌توانى آن دو شب را تا سپيده صبح شب زنده دارى كن "واغتسل فيهما"؛ در آن دو شب غسل كن. ابوبصير عرض كرد اگر نتوانستم ايستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ خوابيده بخوان.

اگر باز هم نتوانستم؟ ايرادى ندارد كه سر شب كمى بخوابى و باقى مانده شب را، به هر نحوى كه مى‌توانى به عبادت بپردازى، چون در ماه رمضان، درهاى آسمان گشوده است، شيطان‌ها در زنجيرند و اعمال مومنان پذيرفته مى‌شود. از حديث فوق، مى‌توان تاثير فراوان كارهاى انسان را بر سرنوشت او ارزيابى كرد. مى‌بينيم ابوبصير كه يك راوى زبردست و كار كشته در فن روايت است، با پيش بردن مرحله به مرحله سوال‌ها در صدد آن است كه ژرفاى شب قدر و اهميت عمل در آن شب را به دست آورد؛ امام هم، چنان بر اهميت عبادت در شب قدر پافشارى مى‌فرمايند كه رضايت نمى‌دهند بنده حتى اگر بيمار باشد، از نتيجه اعمال صالح خويش محروم گردد. نكته در خور توجهى كه تاثير انسان را مشخص مى‌كند، جمله پايانى امام است كه آن را به عنوان ريشه و علت تاكيد و تشويق بر عمل صالح بيان فرموده‌اند؛ آنجا كه فرمودند: "و تقبل اعمال المومنين"؛ اعمال مومنان در شب قدر پذيرفته مى‌شود. (3)

5- تشويق زياد به دعاهاى ماثور و راز و نياز

مى‌دانيم كه دعاهاى شب قدر، از طولانى‌ترين و پر محتواترين دعاهاست؛ دعاهايى مانند "جوشن كبير"، "ابوحمزه ثمالى" و امثال آنها، كه اگر با حال و توجه خوانده شود، مايه انقلاب و دگرگونى روحى است، ادعيه‌اى كه انسان را با دريايى از معارف آشنا مى‌كند. انسان با خواندن دعا از يك طرف، با يادآورى لطف، گذشت، كرم، رحمت و بخشش بى‌پايان خداى مهربان او را در كنار و دستگير خويش مى‌بيند و نور اميد در دلش مى‌درخشد و از ديگر سو، با ياد آوردن سختى‌هاى جان كندن، تنگى و فشار قبر، گرفتارى‌هاى عالم برزخ، حساب و كتاب فرداى قيامت، شعله‌هاى دردناك و سوزان دوزخ و حسابرسى دقيق در صحراى محشر، تمام وجودش، سرشار از ترس و نگرانى گرديده و آنچه عيش و نوش است فراموش كرده و گذشته خود و آنچه بوده و كرده است را با آنچه بايد باشد مى‌سنجد و زيانى كه در گذشته متوجه وى شده است را در مى‌يابد و علاوه بر شك و ترديدى كه نسبت به راه و روش نامطلوب خويش پيدا مى‌كند، ندامت سراسر وجودش را پر كرده و تصميمى سرنوشت ساز مى‌گيرد و مسير زندگى‌اش را دگرگون مى‌كند. اگر هم به اين مرحله نرسد، لااقل بر كردار خود بيشتر مواظبت خواهد داشت؛ زيرا بيم و اميدى كه دستاورد شب قدر است در مراحل زندگى به يارى‌اش مى‌شتابد. در مقابل، اگر كسى از دعا رو برگرداند و شب قدر را هم به غفلت سپرى كند، در همان جمود و غفلت، زندگى را به پايان خواهد برد و سرنوشتى شقاوت بار در انتظارش مى‌باشد. از گفتار فوق، اين نتيجه به دست مي‌آيد كه در واقع خود انسان وارد مسير سرنوشت خويش گشته و آن را تغيير مى‌دهد. گاهى براى پيمودن مسير مقدرات، بر بال دعا و گاه بر بال عمل مى‌نشيند؛ گر چه دعا هم نوعى عمل محسوب مى‌شود. بنابراين، دعا در شب‌هاى قدر كه يك كار اختيارى است منشا اثر است و در سرنوشت افراد دخالت دارد؛ به همين دليل به آن سفارش اكيد شده است. علاوه بر سفارش شفاهى بزرگان دين و علماى اسلام به خواندن دعاها در طول سال، در شب‌هاى قدر تاكيد بيشترى بر اين امر شده است؛ پس حتما منشا اثر است وگرنه كار لغو و بيهوده از بزرگان سر نمى‌زند.

6- نكوهش بهره نبردن از شب قدر

پيامبر گرامى اسلام صلي الله عليه و آله فرمودند: "من ادرك ليلة القدر، فلم يغفر له فابعده الله" (4)؛ از خداوند به دور باد و نفرين بر كسى كه به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزيده نشود. با اين حديث نقش انسان در تعيين سرنوشت خود واضح‌تر مى‌گردد و معلوم مى‌شود كه بدبختى و شقاوت مقدر در شب قدر، نتيجه كار خود بندگان است وگرنه از نظر منطقى با توجه به شان و مقام پيامبر گرامى صلي الله عليه و آله قابل قبول نيست كه آن بزرگوار به خاطر انجام ندادن كارى بى اثر و بى‌خاصيت، سهل انگاران را نكوهش و مذمت فرمايند. "انس بن مالك" از پيامبر اكرم نقل كرده كه فرمودند: "ان هذا الشهر قد حضركم"؛ ماه مبارك به شما رو آورده است. "و فيه ليلة خير من الف شهر"؛ در اين ماه شبى است كه برتر از هزار ماه است. "من حرمها فقد حرم الخير كله"؛ هر كس از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات بى‌نصيب مانده است. "ولا يحرم خيرها الا محروم" (5)؛ و محروم نمى‌ماند از بركات شب قدر، مگر كسى كه خويشتن را محروم كرده است. روايات، بعضى از گناهان را مانع بهره‌بردارى گناهكار از شب قدر دانسته‌اند، از جمله آن كارها ميخوارگى يا "دايم الخمر" بودن و نيز آزار پدر و مادر است.

7- شب قدر مكمل اعمال صالح

يكى از دلايل تفضل شب قدر به امت اسلام، كامل و پر كردن پيمانه اعمال صالح مسلمانان و جبران كمبودهاى آنان است، تا با دستى پر، اين جهان را ترك كنند. پيش از اين گفتيم كه امام صادق عليه السلام در تفسير آيه شريفه "ليلة القدر خير من الف شهر" فرمودند: مراد اين است كه انجام كار خوب در آن شب برابر عمل صالح در طول هزار ماه است. روايتى نيز از امام باقر عليه السلام وارد شده، در پاسخ به اين پرسش كه چرا شب قدر به وجود آمده و به عبارت ديگر فلسفه شب قدر چيست؟ ايشان مى‌فرمايند: "و لولا ما يضاعف الله للمومنين، لما بلغوا ولكن الله عزوجل يضاعف لهم الحسنات"؛ اگر خداوند كارهاى مومنان را چند برابر نكند به سر حد كمال نمى‌رسند، اما از راه لطف كارهاى نيكوى آن‌ها را چند برابر مى‌فرمايد تا كاستى‌هايشان جبران شود. از اين روايت و روايت قبلى به خوبى مى‌توان فهميد كه مبنا و اساس، عمل صالح خود بنده است؛ هنگامى كه يك عمل صالح معمولى با زمانى پر بركت و مقدس همراه گردد، از ارزشى چند برابر برخوردار مى‌شود و گاه همراه شدن يك عمل صالح با ولايت و اعتقاد و امامت مى‌تواند انسان را به اوج شرافت برساند؛ پس، راز سعادتمند شدن انسان‌ها در شب قدر، عمل اختيارى صالحى است كه با عنايت خداوند، بركت يافته و چند برابر مى‌شود. در روايات به پاره‌اى از اعمال سفارش شده كه نتيجه ويژه آن در شب قدر نهفته است.

8- نتيجه بخش بودن بعضى از اعمال در شب قدر

- نماز . "انس بن مالك" از پيامبر گرامى صلي الله عليه و آله روايت كرده كه فرمودند: "من صلى من اول شهر رمضان الى آخره فى جماعة فقد اخذ بحظا من ليلة القدر" (6)؛ كسى كه از اول تا آخر ماه مبارك، در نماز جماعت حاضر شود، بهره‌اى از شب قدر نصيبش شده است.

- افطارى دادن با مال حلال. "ابو شي ابن حيان" از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نقل كرده كه فرمودند: "من فطر صائما فى شهر رمضان من كسب حلال صلت عليه الملائكة و ليالى رمضان كلها و صافحة جبرائيل(ع) ليلة القدر و من صافحة جبرائيل(ع) يرق قلبه و تكثر دموعه..." (7)؛ كسى كه با مالى كه از راه حلال به دست آورده، روزه‌دارى را افطار دهد، در تمام شب‌هاى رمضان فرشتگان بر او درود فرستند و جبرئيل در شب قدر با وى مصافحه كند، نشانه مصافحه جبرئيل آن است كه دل مصافحه شونده نرم و اشكش جارى مى‌شود.

- صدقه درباره امام زين العابدين عليه السلام آمده است. "كان اذا دخل شهر رمضان تصدق فى كل يوم بدرهم فيقول: لعلى اصيب ليلة القدر" (8)؛ در هر روز ماه مبارك يك درهم صدقه مى‌دادند، آن گاه مى‌فرمودند: شايد با اين كار، شب قدر را دريابم و از آن بهره گيرم. "عبدالله بن مسعود" روايت مى‌كند كه شبى رسول خدا از نماز عشا فارغ شد، مردى از ميان صفوف برخاست و گفت: اى مهاجران و انصار، مردى غريبم و بر هيچ چيز قدرت ندارم. مرا طعامى دهيد. رسول خدا گفت: اى فقير، ذكر غريب مكن كه دل مرا اندوهگين ساختى. بعد از آن فرمودند: غريبان چهار قسمتند:

1- مسجدى كه در ميان قومى باشد كه در آنجا نروند و نماز نخوانند.

2- مصحف و قرآنى كه در خانه‌اى باشد و مردم آن خانه از آن تلاوت نكنند.

3- عالمى كه در ميان جماعتى باشد و ايشان تفقد وى نكنند و از او مسايل دينى سوال نكنند.

4- اسيران اهل اسلام كه در ميان كفار باشند.

پس فرمود: كيست كه موونه و غذاى اين مرد را كفايت كند تا در فردوس اعلا خدا او را جاى دهد؟ حضرت على عليه السلام برخاست و دست سائل را گرفت و به حجره فاطمه زهرا عليهاالسلام رفت و گفت: اى دختر رسول خدا، در كار اين ميهمان نظرى كن. حضرت زهرا فرمود: در خانه طعام اندكى موجود است و حسن و حسين گرسنه‌اند و شما روزه داريد و آن طعام يك نفر را بيشتر كفايت نمى‌كند. على عليه السلام فرمود: آن را حاضر كن.

فاطمه عليهاالسلام طعام را پيش آورد. حضرت امير آن طعام را پيش ميهمان نهاد و با خود گفت كه اگر من از اين طعام بخورم ميهمان را كافى نباشد و اگر نخورم سبب خجالت ميهمان شود، پس دست دراز كرد به سوى چراغ و چنان نشان داد كه چراغ را اصلاح مى‌كنم و آن را خاموش كرد و فاطمه عليهاالسلام را گفت در روشن كردن چراغ ديگر تعلل كن تا ميهمان از خوردن غذا فارغ شود و خود حضرت دهان را مى‌جنباند تا مهمان تصور كند كه على غذا مى‌خورد. و چون ميهمان از غذا خوردن فارغ شد فاطمه عليهاالسلام چراغ را آورد و طعام همچنان برجاى بود. اميرالمومنين فرمود: اى فقير، چرا طعام خود را نخوردى؟ گفت: سير شدم؛ پس على، فاطمه، حسن، و حسين عليهم السلام و فضه و همسايگان از آن طعام خوردند و هنوز باقى بود. (9)

- شب زنده‌دارى. حضرت رسول صلي الله عليه و آله فرمودند: "من احيا ليلة القدر حول عنه العذاب الى السنة القابله" (10)؛ كسى كه شب قدر را شب زنده‌دارى كند، تا شب قدر آينده، عذاب دوزخ از او دور گردد.

- غسل و شب زنده‌دارى. امام موسى بن جعفر عليه السلام فرمودند: "من اغتسل ليلة القدر و احياها الى طلوع الفجر خرج من ذنوبه" (11)؛ كسى كه در شب قدر غسل كرده و تا سپيده صبح شب زنده‌دارى كند، گناهانش آمرزيده مى‌شود. رواياتى كه ذكر شد به خوبى دلالت دارند كه برخى مقدرات و پاداش‌ها، مانند دور شدن عذاب دوزخ كه در حديث پيامبر اكرم ذكر شده بود، نتيجه كار خود بندگان است. موارد فوق مى‌تواند براى نشان دادن اين كه سرنوشت هر انسانى در شب قدر به دست خودش رقم مى‌خورد، كافى باشد، ولى براى تكميل بحث، نكاتى چند كه خارج از چارچوب شب قدر و نشان‌دهنده موثر بودن انسان در تعيين سرنوشت خويش است را مطرح مى‌كنيم. اين بحث تكميلى را در دو بخش انجام مى‌دهيم:

الف- عمل و پاداش آن در ماه مبارك رمضان.

ب- عمل و پاداش آن، صرف نظر از زمان خاص.

الف- پاداش‌ها در ماه مبارك رمضان

امام هشتم على بن موسى الرضا عليه السلام فرمودند: در ماه مبارك كارهاى خوب پذيرفته و كارهاى زشت بخشيده شده است. خواندن يك آيه قرآن در اين ماه، برابر با يك ختم قرآن در ماه‌هاى ديگر است. كسى كه برادر خود را با يك لبخند شاد كند، در روز واپسين خداوند دلش را شاد كرده و مژده بهشت به او دهد. كسى كه مومنى را در اين ماه يارى كند، خداوند در روزى كه قدم‌ها بر پل صراط مى‌لغزند او را دستگيرى كرده و از پل صراط عبورش خواهد داد. هر كس خشم خود را نگه دارد، خداوند در روز قيامت بر وى خشم نكند. هر كس درمانده‌اى را فريادرسى كند، خداوند در روز قيامت وى را از رسوايى بزرگ ايمن گرداند و رسوايش نكند. كسى كه ستمديده‌اى را يارى كند، خداوند او را در مقابل دشمنانش يارى كرده و در روز قيامت نيز، در موقف حساب و ميزان ياريش فرمايد. (12) و در روايت ديگر امام صادق عليه السلام از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله روايت كرده كه فرمودند: كسى كه ماه مبارك رمضان را روزه دارد و از حرام و تهمت زدن به ديگران اجتناب ورزد، خدا از او خشنود شده و بهشت را بر او واجب و حتمى مى‌كند. (13) دو روايت بالا ارتباط محكم پاداش‌ها و اعمال بنده در ماه مبارك و نقش انسان در ترسيم سيماى درونى او را كاملا آشكار نموده است.

ب- عمل و پاداش آن، صرف نظر از زمان خاص.

پاداش عمل با صرف نظر از زمان خاص آيات و روايات فراوانى هست كه بعضى دگرگونى‌ها و پاداش‌هاى خاص را نتيجه كار بنده دانسته، يا عمل او را تنها عامل معرفى كرده‌اند.

نمونه‌اى از اين آيات و روايات: "ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم"(14)؛ در حقيقت خدا حال قومى را تغيير نمى‌دهد، تا آنان حال خود را تغيير دهند. "ظهر الفساد فى البر و البحر بما كسبت ايدى الناس ليذيقهم بعض الذى عملوا لعلهم يرجعون" (15)؛ به سبب اعمال مردم، فساد در خشكى و دريا آشكار شد تا به آنان جزاى بعضى از كارهايشان را بچشانند، باشد كه باز گردند. دعا دگرگون كننده سرنوشت "ابن حبان" و "حاكم" از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله روايت كرده‌اند كه فرمود: فقط دعاست كه تقدير و سرنوشت‌ها را دگرگون مى‌كند و تنها نيكى است كه مايه افزايش عمر مى‌گردد. گاهى شخص گناهى را مرتكب مى‌شود و به واسطه آن از روزى و نعمتى محروم مي‌ماند.


پي‌نوشت‌ها:

1- اصول كافى، ج 4، ص 158.

2- فوائد الرضويه، ص 10/ قصص العلم، ص 18/ سيماى فرزانگان، ج 3.

3- وسائل الشيعه، ج 10، باب 32، ص 354.

4- بحار الانوار ، ج 94، ص 80، ح 47.

5- كنزالعمال، ج 8 ، ص 534، ح 24028.

6- همان، ص 545، ح 24090.

7- الترغيب و الترهيب، ج 2، ص 95، ح 14.

8- بحار الانوار، ج 95، ص 82.

9- تفسير منهج الصادقين، ج 9، ص 237.

10- بحار الانوار، ج 95، ص 145.

11- همان، ج 80، ص 128.

12- همان، ج 93، ص 341.

13- همان، ص 346.

14- رعد، آيه 11.

15- روم، آيه 41.

16- تحفه الاحوذى، ج 6، ص 348، ح 2225.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 22:24  توسط علی.ش  | 

آخرين نمازِ اولين نمازگزار

امام علي عليه السلام زودتر از تمام مردم عصر خود به خدا و رسولش صلي الله عليه و آله ايمان آورد و نماز گزارد. ايشان اين موضوع را به طور مكرر اعلام فرمود و هيچ كس هم به مخالفت با ايشان برنخاست.

اين مطلب را هم راويان شيعه نقل كرده‌اند و هم راويان اهل سنت. خود آن حضرت مي‌فرمايند: اللهم اني اول من اناب و سمع و اجاب، لم يسبقني الا رسول الله (ص) بالصلاه!

بار خدايا من نخستين كسي هستم كه به حق رسيده و آن را شنيده و پذيرفته است و هيچ كس بر من در امر نماز سبقت نگرفت، مگر رسول خدا صلي الله عليه و آله، و نيز فرموده‌اند: «من هفت سال پيش از آن كه كسي با پيامبر نماز بخواند، با او نمازگزاردم.»

در نماز علي عليه السلام سخن‌ها رفته و كلام‌ها گفته و كتاب‌ها نوشته شده است؛ «نمازي كه در آن، چنان غرق در مناجات و خضوع و بندگي مي‌شد كه گوشش نمي‌شنيد، چشمش نمي‌ديد و زمين و آسمان و مافيها از خاطرش محو مي‌شد! نمازي كه در آن از خوف خدا بر خود مي‌لرزيد و رنگ از رخسار مباركش مي‌پريد. اصولاً معناي نماز را بايد در نماز علي عليه السلام جست و معناي خوف را بايد از چهره رنگ پريده او دريافت و خدا را بايد از چشم او ديد.

نقل است كه پس از شهادت اميرمومنان، حضرت علي عليه السلام، يكي از اصحاب آن حضرت به نام «ضرار» با معاويه روبرو شد. معاويه گفت: «مي‌خواهم علي عليه السلام را برايم توصيف كني!» ضرار - كه حالتي غمبار بر وجودش مستولي شده بود- لب به سخن گشود: «شبي علي عليه السلام را در محراب عبادتش ديدم كه از خوف خدا چون مارگزيدگان به خود مي‌پيچيد و به سان غمزدگان مي‌گريست و مي‌گفت:«آه! آه! از آتش دوزخ...»، و كلام ضرار كه بدين جا رسيد، معاويه گريان شد!

علي عليه السلام كه اولين نمازگزار پس از پيامبر صلي الله عليه و آله است و ركعت به ركعت نمازش و تكبير به تكبيرش ديدني و شنيدني است، آخرين نمازش نيز شنيدني است، هر چند كه قلم از توصيف عاجز باشد و بيان از تعريف، وامانده:

آن شب - شب نوزدهم ماه رمضان - مكرر از اتاق بيرون مي‌آمد و به آسمان مي‌نگريست؛ باز مي‌گشت و با خود مي‌گفت: «به خدا قسم اين همان شبي است كه مرا وعده شهادت در آن داده‌اند.» پس موعد عزيمت كه رسيد، آهنگ رفتن كرد. ام كلثوم (س) كه ميزبان حضرتش بود و از اين رفتار پدر، مضطرب و نگران، مانع از رفتن علي عليه السلام شد و از ايشان درخواست كرد تا شخص ديگري را به جاي خود براي اقامه نماز به مسجد بفرستد، اما آن حضرت امتناع كرد و فرمود: « از قضاي الهي نمي‌توان گريخت.» پس گام در ركاب قضاي الهي نهاد و به راه افتاد.

زمين بر آن بود كه آهنگ حركت خود را به گام‌هاي علي عليه السلام متصل كند. چشم‌هاي ناسوتيان در تمناي ماندن، تند آب اشك ساز كردند و لاهوتيان، دست تمنا بر كنگره عرش ساييدند و ام كلثوم (س)، درمانده از همه چيز و همه جا، خون جگر بدرقه راه علي عليه السلام كرد. در بين راه چند مرغابي به حضرت نزديك و گويي مانع از رفتن ايشان شدند، اما شهادت علي عليه السلام، گويي بي بازگشت‌ترين قضاي الهي در آن ليلة القدر خدايي بود. اين رفتن ديگر بازگشتي نداشت و علي عليه السلام ديگر طاقت ماندن! چون خواست از در خانه خارج شود، قلاب در، چنگ در كمربند او انداخت و اين آخرين حربه زمينيان براي بازداشتن علي عليه السلام از رفتن بود. علي عليه السلام از در كه گذشت، زمينيان ديگر از او دست شستند. و علي عليه السلام كسي نبود كه از شهادت بگذرد كه ساليان سال است به انتظار چنين شبي نشسته... كمربند خود را محكم بست و خطاب به خويش فرمود: «اي علي! كمربندت را محكم ببند و براي مرگ آماده شو.»

كوچه‌ها را يكي پس از ديگري جا مي‌گذاشت تا اين كه به مسجد رسيد. ابتدا چند ركعت نماز گزارد و چون فجر دميد، بر بام مسجد رفت و آخرين اذان خود را در آن شهر پر از حيله و نيرنگ، ارزاني زمينيان نمود و اين آخرين اذاني بود كه علي عليه السلام بر ماذنه مسجد كوفه فرياد زد!

آن شب تمام اهالي كوفه نواي دلنشين اذان علي عليه السلام را شنيدند. يتيمان در خواب فرو رفته كه خواب پدر مي‌ديدند، با شنيدن صداي علي عليه السلام ، از خواب برخاستند و چون دريافتند علي عليه‌السلام بيدار است، احساس آرامش و امنيت كردند و غم بي‌پدري از چشمان خواب آلودشان رخت بر بست. آري اين بانگ اذان علي عليه السلام است؛ پدر يتيمان كوفه همو كه تمام يتيمان كوفه، لذت نشستن بر زانويش را تجربه كرده و از دست پر كرمش نان و خرما خورده‌اند و در آغوش پدرانه‌اش جا خوش كرده‌اند.

... و علي عليه السلام براي اقامه نماز به داخل مسجد آمد ... خفتگان را بيدار كرد؛ آن ملعون، ابن ملجم، بيدار بود ولي به روي شكم دراز كشيده و خود را به خواب زده بود و شمشيري در زير جامه‌اش پنهان داشت، حضرت به او فرمود: «برخيز كه وقت نماز است و اين چنين (به روي شكم) نخواب كه خواب شيطان است؛ بر دست راست بخواب كه خواب مومنان است و يا به طرف چپ بخواب كه خواب حكيمان است و يا به پشت بخواب كه خواب پيامبران (ع) است... قصدي در خاطر داري كه نزديك است آسمان‌ها از سنگيني آن فرو ريزند و اگر بخواهم مي‌توانم خبر دهم كه در زير جامه‌ات چه پنهان كرده‌اي... .» پس به جانب محراب رفت؛ در محراب ايستاد و به نماز مشغول شد. ابن ملجم مضطرب و نگران بود ... علي عليه السلام به آرامي تكبير گفت و به ركوع رفت... ابن ملجم كه در كنار ستوني به كمين ايستاده بود، چون بيد به خود مي‌لرزيد ... علي عليه السلام سر از ركوع برداشت و به سجده رفت ... قلب كثيف ابن ملجم به شدت مي‌تپيد ... علي عليه السلام سر از سجده برداشت ... ابن ملجم دويد ... شمشيرش را بالا برد تا فرود آورد، ولي شمشيرش به سقف محراب گير كرد. باز قصد فرود آوردن شمشير را نمود، شمشير را فرود آورد و فرق علي عليه السلام تا سجده‌گاه شكافته شد و فرياد علي عليه السلام، فرياد در گلو مانده علي (ع) برخاست: «بسم الله و بالله و علي ملة رسول الله، فزت و رب الكعبه.»و جبرييل، عزادار و مويه كنان در ميان زمين و آسمان بانگ برداشت:

سوگند به خدا پايه‌هاي هدايت ويران شد و نشانه‌هاي تقوا از بين رفت و ريسمان محكم از هم گسست. پسر عموي پيامبر كشته شد، جانشين برگزيده كشته شد، علي مرتضي توسط نگون بخت‌ترين انسان‌ها كشته شد.

وست ویژن تاپ لیدرز

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 22:21  توسط علی.ش  | 

واکنش وبلاگها در خصوص خداحافظی مهندس بابايی

The Best Of Leaders؛ وست ویژن پدر می خواهد نه پدر خوانده

تلخ و شیرین سمینار در گروه طلایی وست ویژن

تاپ لیدر بلاگفا؛ اگر نباشید 3 سال به عقب برمی گردیم

وست ویژن برای همیشه؛ بدون مهندس بابایی هرگز

عقابهای وست ویژن ؛بی تو هرگز ...!!

تپش قلب هزاران وست ویژنی در وست ویژن مشهد

وست ویژن شیراز بلاگفا؛ پدر خوانده 2

وست ویژن یزد ؛ خداحافظی مهندس بابایی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 22:19  توسط علی.ش  | 

 

بازگشايي دفتر شركت و برگزاري همايش با شكوه وست ويژن بار ديگر انرژي همه را دو چندان كرد و به راستي مشت ديگري بود بر دهان ياوه گويان و آنان كه معتقد بودند "وست ويژن سقوط كرده است". اما با همه اين حرفها روز همايش براي ما روز خوبي نبود!!! مهندس بابايي در بخش دوم صحبتهاي خود با گفتن اين جمله دل همه را لرزاند ؛

 

تا چند ماه ديگر با وست ويژن خداحافظي مي كنم و مديريت آن را به خودتان مي سپارم...

 

باور كنيد وقتي اين جمله را شنيديم آنقدر انرژي مان گرفته شد كه حتي دل و دماغ نداشتيم گزارش همايش را بنویسیم. با هر كدام از تاپ ليدرها كه صحبت مي كرديم از اين موضوع ناراحت بودند و مي گفتند اي كاش مهندس بابايي در تصميم خود تجديد نظر كند. به راستي چه كسي مي تواند وست ويژن را اينگونه مديريت كند!؟ چه كسي مي تواند اين امكانات را در اختيار ما قرار دهد!؟ چه كسي توان طراحي چنين پلانهاي قدرتمندي را دارد!؟ وووو...

 

با يك نگاه اجمالي بر عملكرد مديران ديگر نتوركها ، به راحتي مي توان فهميد كه چرا مهندس بابايي در بين كاربران شركت وست ويژن چنين محبوبيتي دارد.

 

آقاي مهندس! اين حق شماست كه بدون دغدغه و با آرامش بيشتر زندگي كنيد ، اين حق شماست كه بيشتر در كنار خانواده تان باشيد اما...

اما شما همیشه می گفتید وست ویژن یک خانواده بزرگ است! پس آینده این خانواده چه مي شود!؟ آینده آنهايي كه شايد بدون شما حتي لحظه اي در وست ويژن نمانند چه مي شود!؟

 

آقاي مهندس! فراموش نكنيد كه وست ويژن "پدر" مي خواهد نه "پدر خوانده"!!! ما به نمايندگي از خانواده بزرگ وست ويژن عاجزانه از شما مي خواهيم كه در تصميمتان تجديد نظر كنيد و به ما هم حق انتخاب بدهيد.

 

از اعضاي اين خانواده بزرگ و خصوصا وبلاگ نويسان عزيز خواهشمنديم از طريق قسمت نظرات و يا نوشتن تحليل در وبلاگ هايشان احساس خود را نسبت به اين موضوع بيان كنند تا شايد...

 

گروه آموزشي The Best Of Leaders

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 22:16  توسط علی.ش  | 

مهندس بمان.

هنوز بسیاری از کارها باقیست.

کارهایی که فقط و فقط  با دستان توانای شما به سر منزل مقصودخواهند رسید .

مهندس بابایی با وجود تمام خستگی ها و نا جوانمردیهای بعضی از اطرافیان 

وست ویژن و نتورک ایران را بی سرپرست نمی گذارد.

ایشان به خوبی میدانند که در چه مرحله ی حساسی قرار داریم. 

پیشاپیش از ایشان به خاطر تجدید نظر در تصمیمشان متشکریم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 22:5  توسط علی.ش  | 

مهندس بمان.

هنوز بسیاری از کارها باقیست.

کارهایی که فقط و فقط  با دستان توانای شما به سر منزل مقصودخواهند رسید .

مهندس بابایی با وجود تمام خستگی ها و نا جوانمردیهای بعضی از اطرافیان 

وست ویژن و نتورک ایران را بی سرپرست نمی گذارد.

ایشان به خوبی میدانند که در چه مرحله ی حساسی قرار داریم. 

پیشاپیش از ایشان به خاطر تجدید نظر در تصمیمشان متشکریم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 22:5  توسط علی.ش  |