بسمه تعالی
به استحضار کلیه اعضای وست ویژنی می رساند ؛
کافینت رنگین کمان در نظر دارد به مشتریان وست ویژنی خود ۲۰٪ تخفیف اعطا نماید.

عزیزان می توانند بانشان دادن کارت تسهیلاتی خود از این تخفیف بهره مندشوند
آدرس:بندرامام خمینی- فاز۳- نبش راه آهن۳ -مجتمع فردوسی
با تشکرِِِِ؛
مدیریت کافی نت رنگین کمان
به نقل از وبلاگ وست ویژن بندر امام خمینی و چمران
سربندر وست
با سلام خدمت دوستان و سروران گرامی
قبل از هر چیز پوزش ما را به خاطر طولانی شدن اعلام بهترین تحلیل پذیرا باشید.
از همه ی عزیزانی که با ما ودر واقع برای بهبود کارخود تلاش کردند و تحلیل فرستادند،
صمیمانه سپاسگزاریم.
مبلغ ۲۰۰۰۰۰ ریال ( ای بانک) و ۲۵۰۰۰۰ ریال (جی بانک)به بهترین تحلیل
پاکی آسمان را متهم نکن به ابر...
شاملو
تعدادی از این تحلیل ها گلچین شده ودر معرض دید شما بزرگواران قرار می گیرند.
مشغله ی فراوان فکری و کاری ،کم بودن تحلیل های قابل نمایش، دادن مجال بیشتری
برای تحلیل های بیشتر و البته وزینتر،از جمله علت های این وقفه می باشند.
هدف ما نیز همین موضوع بوده و هست که اگر مشکلی در کارمان وجود دارد،
خودمان و با کمک همدیگر آن ایرادات را مرتفع کنیم و بحمدالله تا به حال هم چنین
عمل می شده ولی شعار ما این است:
"وست ویژن هر روز بهتر از دیروز"
وست ویژن به عنوان بهترین نتورک حال حاضر ایران که از حمایت معنوی شخصیت های
بزرگواری برخوردار بوده است.دشمنانی دارد که در مورد این گروه بحثی نداریم
چرا که کار دشمن ،دشمنی است.اما کارشناسان و صاحبنظرانی که بدون غرض
مخالفت می کنند. بدون شک اگرمشکلات مورد نظرشان حل شود ویا در این
خصوص روشنگریهای لازم شود، در آینده ی نه چندان دور ایران" یک صدا" به "وست ویژن "میبالد.
چرا که معتقدیم "اینجا که ایستاده ایم جای ما نیست".
به امید بالندگی هر چه فزونتر" وست ویژن".
از دوستان وبلاگ نویس تقاضا دارم که از بین تحلیل های زیر ، بهترین تحلیل را به ما معرفی نمایند.
م- طاهری مهر
.پاکی آسمان را متهم نکنید به ابر
از ابتدای شروع فعالیت وست ویژن در فضای ابری ایران و جو تیره ی نتورک های خارجی وست با کوته نظری های فراوان روبرو شد .
هجوم نتورک های بیگانه وهجوم مردم ایران به سمت آنها از و خروج بی حساب ارز از کشور ازحدود 6 سال پیش شروع شد.
حال که وسیله ای بوجود آمده تا آن همه تاراج به پایان برسد چرا مخالفت؟!
اکنون که تنها شرکت تولید کننده ی صنایع دستی در ایران توانسته در میان مردم جایگاه خود را تا حدودی بیابد و جزیی از زندگی هزاران نفر شود وتوانسته این کار را بوسیله ی شبوه ی تجارت جدید نتورک مارکتینگ انجام دهد و از این شیوه تجارت متعلق به دهکده ی جهانی بهترین بهره را برای ایرانیان ببرد چرا؟
نتورک امتحان خود را پس داده... سودهای عظیمی که تا بحال از ایران به نفع نتورک های بیگانه خارج میشده و حال وست ویژن می خواهد آنها را احیا کند بیانگر عظمت و جوابگویی این شیوه است.
درست است که عملکرد نادرست نتورک های خارجی باعث اینگونه منفی نگری ها در جامعه شده ... ولی تا به کی؟
اکنون باید پرسید چرا هر وسیله و شیوه ی جدید که با پیشرفت های گشور های دیگر وارد ایران میشود در ابتدا با مخالفت شدید روبرو میشود و وقتی دیگر فرقی به حال مردم ندارد آنجا متوجه مفید بودن و لاینفک بودن آن از زندگی مردم میشویم ! ویدیو و کامپیوتر و اینترنت و ماهواره خا مثالهایی از این دست هستند...
بیاییم تا هنوز دیر نشده و ذهن و فکر ایرانیان از نتورک های نا صحیح مملو نشده به وست ویژن با دید درست نگاه کنیم و تجارت الکترونیک را به طرز صحیح اجرا کنیم...
مرتضی .خ
با سلام خدمت شما وتشکربه خاطر وبلاگ خوبتان.
وبلاگ شما از معدود وبلاگ هایی است که در جهت تقویت اخلاق در نتورک گام بر می داردو انتقاد های ریز وزیر پوستی را به تمام نتورک ها از جمله وست ویژن وارد نموده است.
با اذعان به پیشرفت های چشمگیر وست ویژن در این فضای مسموم
وبهترین بودن وست ویژن در میان تمام نتورک های موجود.
اما دلیلی ندارد که از وست انتقاد نشود بهترین هم میتواند به کمالات بیشتری برسد .چرا همه نقد را فقط در جهت تخریب می دانیم.؟
شرکت های خارجی که در ایران فعالیت می کنند و فرزندان داخلی آنها
با چپاول ارز از مملکت و الک کردن نیروهای تولیدی جامعه وتبدیل این نیروها به یک مشت دلال.آن هم از نوع کلاه بردار
ضربات جبران ناپذیری بر پیکره ی اقتصاد بیمار کشورمان وارد کرده و می کنند.
به محض ورود جوان در این شرکت ها مردابی را گرداگرد خود می بیند که به هر اندازه دست و پا می زند بیشتر فرو می رود چرا که تنها راه ، قربانی کردن دوستان است
وچه مردابی عمیق ترومتعفن تر از این!!
شرکت وست ویژن نیز به دلیل نداشتن متد، با الهام از این شرکت ها قدم در راه گذاشت اما نه در راه ویرانی مملکت!
با گذشت مدتی کوتاه از عمر وست ویژن میتوان با افتخار اعلام کنیم نتورک بومی شده منطبق بر موازین انسانی وفرهنگ ایرانی را در اختیار داریم .
ما دیگر صاحبنظر وایده پرداز هستیم نه مقلدی کور.
که البته متناسب با نام وست ویژن ضعف هایی هم هنوز وجود داردکه البته طبیعی است!!! و باید مرتفع شوند.
وست ویژن با فروش وگسترش کالاهایی همچون صنایع دستی که پرچم فرهنگ هزاران ساله کشور ما می باشد وشناساندن هر چه بیشتر نام مقدس ایران.
محصولات کشاورزی که اصل و اساس اقتصاد کشورمان است .صنعت مهجور گردشگری و توریسم آن هم با جاذبه های فراوان کشور عزیزمان.
رونق نساجی ورشکسته کشور،حمایت از صنعتگران داخلی و ...قدم در راه مقدسی نهاده علی رغم موفقیت ها هنوز با آن چه گفتیم فاصله دارد.
وست باید از جانب سران کشورحمایت شود هرچندکه در مقاطعی حمایت شده ودرحال حاضر هم میشودولی کافی نیست...
وست ویژن حال دیگر با پشتوانه ی عظیم نام مقدس ایران؛ آسمانی پاک می ماند که ابر هایی در آن هنوز وجود دارند .ابرها ی سیا هی را که دشمنان خارحی و ایادی داخلی برای وست ویژن به وجود آورده اند را می توان با صبر وتلاش کنار زد.
اما ابر هایی که خود ما به وجود آورده ایم را،
تا به پاکی آسمان وست ویژن اعتقاد نداشته باشیم،
نمی توانیم یا بهتر است عرض کنم
نمی خواهیم کنار بزنیم!.
وست ویژن دیگر یک شرکت تنها نیست
وست ویژن یک ایران است در قلب من
و من نمی خواهم
روی نام ایران ابری باشد.
آیا میتوان پاکی آسمان را متهم کرد به ابر؟....
اصلان
در چند کلام یکرنگی و همدلی نه حسادت
دومین تحلیل :از روی ظاهر بینی قضاوت نکن
تحلیل سوم و آخر : بگذر از صورت و بر ظاهر ما عیب مکن سیرت ما نگر و هال خراباتی ما
م- قاسم زاده
با سلام . پاکی آسمان را متهم نکن به ابر
وست ویژن همان آسمان پاکی است که بیشتر اقات ابرهای تیره ای مثل شرکتهای
هرمی و پول گردان نام نتورک مارکتینگ را به تیرگی واتهام کشیده اند. آری دلیل اتهام ما همان ابرهای تیره است .آسمان همیشه پاک و آینه دیدنمان همیشه زلال وپاینده خواهد ماند. به امید آن روزی که این آسمان را خالی از ابرهای تیره ببینیم
لک
.به جای آنکه به تاریکی لعنت بفرستی چراغی روشن کن
نادر
با سلام و خسته نباشید
اینجانب به نوبه خود از شما و همه اونایی که در تاریکی شب همچو باد می تازند سلام میگم
پاکی آسمان را متهم نکن به ابر
عین این میمونه که خدا را متهم کنی به فلج بودن بچه ای .
عینکی که به چشم داری اینه که فقط ایراد ها رو ببینی سیاهی ابر را
آسمان همیشگی و ابر ها رفتنی اند .
ابر ها فقط به چشم تو دیده می شوند در آنسوی کوه ها اصلا ابری نیست .
آسمان به تنهایی آنچنان زیبایی ندارد ، آسمان همیشه با ابر هایش زیبا تر است .
سربندر وست
در گفتگو با قاضی اسدیان مطرح شد :

ثبت رسمی شرکت کافی نیست
قاضی ترحم اسدیان سرپرست شعبه رسیدگی به پرونده شرکتهای
دسیسه هرمی درباره جایگاه ثبت رسمی شرکتهای بازاریابی
شبکه ای و سو استفاده برخی شبکه های دسیسه هرمی از این
محمل قانونی توضیحاتی داد.
|
معاون دادستان تهران و سرپرست دادسرای ویژه جرایم قاچاق كالا و ارز به عنوان متصدی رسیدگی قضایی به پروندههای مربوط به فعالیتهای هرمی در شهر تهران، با اشاره به فعالیت این شركتها با دارا بودن مجوز ثبت شركتها عنوان كرد: این شیوه، یكی از شیوههای كلاهبرداری است. بعضی از صاحبان شركتهای هرمی مجوز ثبت شركت خود را در قاب گذاشته و با اشاره به آن عنوان میكنند كه از قوهی قضاییه مجوز رسمی فعالیت دارند. باید توجه داشت كه برای ثبت یك شركت تشریفات چندانی نیاز نیست یعنی هركسی میتواند با حداقلی از شرایط و سرمایه، یك شركت را به ثبت برساند و چه بسا افرادی كه بدون داشتن هیچ جا و مكانی، شركتی را به ثبت رسانده و هیچ فعالیتی نیز انجام نمیدهند و با هر انگیزهای فقط اقدام به ثبت شركتی به نام خود كردهاند. اسدیان درباری نظارت بر كار شركتهای ثبتی خاطرنشان كرد: اگر شركتی با عنوان انجام فعالیتهای تجاری ثبت شود قطعا باید از سوی وزارت بازرگانی كه متولی نظارت بر كار شركتهای تجاری است، حداقلی از نظارت اعمال شود اما بحث بر سر این است كه شركتهای هرمی به ثبت رسیده، اساسا در حوزهای كه فعالیتشان به ثبت رسیده فعالیت نمیكنند تا بتوان دستگاهی را مكلف كرد كه بر آن نوع فعالیت نظارت كند. بنابراین شركتهای هرمی از آن مسیری كه در اساسنامهشان آمده منحرف میشوند و اصلا در اساسنامهی خود انجام فعالیت هرمی را ذكر نمیكنند. آنها یك فعالیت قانونی را ذكر میكنند و تحت لوای آن كار غیرقانونی انجام میدهند.
سربندر وست |
قابل توجه اعضاء محترم ؛
دفتر شرکت یک هفته تا 10 روز تعطیل خواهد بود و از پذیرفتن اعضاء در این
مدت معذور می باشیم. مکان جدید ساختمانی است که به طور کامل در
اختیار شرکت قرار دارد که دارای دو و نیم طبقه بوده و امکانات مناسبتری برای
مراجعه اعضای محترم وست ویژن در نظر گرفته شده است و نیز در این مکان
برای سرویس دهی توسط بخش پشتیبانی تعداد پاسخگویان در این خصوص
افزایش خواهد یافت.
روابط عمومی شرکت وست ویژن
بهترین تحلیل فردا اعلام می شود.
پاکی آسمان را متهم نکن به ابر...
شاملو
سربندر وست
با سلام خدمت دوستان عزیزی که تمایل دارند بدانند که در دبی چه گذشت ؟
ما ساعت 9صبح بود که به آنجا رسیدیم و اتومبیلی که منتظر ما بود ما را به هتلی که قبلا برایمان
رزرو شده بود برد پس از 1 ساعت استراحت به طرف جلسه ای که برای ما ترتیب داده شده بود
حرکت کردیم مکان جلسه در کوروم پلازا واقع شده بود موضوع جلسه : آموزش لیدر ها با اصول
مذاکره موثر و یا مهندسی مذاکره بود که به مدت 4 ساعت بطول انجامید سپس برای سرو غذا به
هتل مراجعه کردیم ومجددا ساعت 6 بعد ازظهر جلسه ادامه یافت تا 9 شب .
از روزهای بعد هم به همین منوال وخلال این جلسات 2 جلسه هم جناب مهندس بابایی راجع به
استراتژِی های شرکت و معرفی کامل پلان بای سولار و فرهنگی پرداختند.
در آموزش مهندسی مذاکره متوجه شدیم که چگونه میتوان از ضعفهایمان نقاط قوت بسازیم واین را
به مجموعه انتقال دهیم تا همه بتوانند درشغل خود حرفه ای عمل کنند که حتما انتقال این درس را در
هفته آینده برای سرلیدرها خواهیم گذاشت .
و اما بای سولار که واقعا شاهکار نتورک مارکتینک و ابتکار جناب مهندس بابایی میباشد چیست ؟
اول از پلان فرهنگی شروع میکنم این پلان شامل 4 سطح آموزش میباشد :
1- مقدماتی 2- متوسطه 3- پیشرفته 4- فوق پیشرفته
دوره مقدماتی شامل :تجارت – تجارت الکترونیک – انواع تجارت الکترونیک – مزایا – معایب –
تاریخچه بازاریابی شبکه ای – قوانین موجود در بازار – انواع بازاریابی
برای فعال سازی این پلان شخص میتواند از طریق لیدر خود اقدام به خرید (ای کارد) نماید و
جایگاه خود را فعال سازد و دوره فوق را که حدود 45 روز میباشد پشت سر بگذارد و مدرک
هارد فاور خود را دریافت نماید .و اگر زیر مجموعه ایشان هم اقدام به خرید یا فعال سازی جایگاه
خود نمایند ایشان بابت هر 3 و 3 امتیاز ورودی مبلغ سیصد ریال پاداش دریافت مینماید با این
طرح علاوه بر اینکه کشش پاداش شما را بجلو میکشاند باعث میشود
شما بتوانید سطح شعور و فهم این تجارت را در افراد بالا ببرید که آنان پس از ورود بدانند
که این صنعت چیست تا بتوانند از آن دفاع کنند شائبه ای که وجود دارد اینست که تجارت
الکترونیک ربطی به نتورک مارکتینگ ندارد ولی با پشت سر گذاشتن حداقل دوره آموزش
مقدماتی شخص در خواهد یافت که در چه تجارت و جایگاهی قرار دارد علاوه بر آن از بار
آموزشی لیدرها کاسته خواهد شد و بصورت علمی این تجارت گسترش خواهد یافت.
و اما پلان سولار و ترکیب آن با باینر چگونه خواهد بود ؟
شخص میتواند با خرید از کالاهای سولار که محصولات اولیه آن شامل پارچه کت شلواری
به قیمت 620000 ریال و فرهنگی که همان آموزش دوره مقدماتی میباشد به مبلغ500.000 ریال
و آموزش کامپیوتر و آموزش زبان که اینها هم 500.000 ریال میباشد جایگاه بزند و بصورت
خورشیدی بینهایت فروش انجام دهد و از لول اول خود 14% و از لول دوم خود 8% و ازلول
سوم 6% و از لول چهارم5% وپنجم 4%و ششم 3% و هفتم 2% وهشتم 1% سود دریافت نماید
و حال اگر کسی بخواهد زیر سولار خود باینر خرید نماید هم میتواند و علاوه بر اینکه درصد
سولار خود را دریافت مینماید از مزایای باینر هم برخوردار میشود .
حال متوجه شدید که یک شخص میتواند چندین بار از جایگاه خودش کسب درآمد نماید ؟
1 – فعال کردن بخش مقدماتی فرهنگی با تهیه ای کارد به مبلغ 500.000 ریال ازلیدر خود
و سود گرفتن ازبابت فروش آموزش مقدماتی فرهنگی به افراد مجموعه خود.
2 – پس از گرفتن مدرک مقدماتی فعال کردن بخش متوسطه فرهنگی آن هم به مبلغ 500.000 ریال
با تهیه ای کارد از لیدر و فروش آن به افراد مجموعه خود.
3 – پس از گرفتن مدرک متوسطه فعال کردن بخش پیشرفته فرهنگی و آن هم به مبلغ 500.000 ریال
با تهیه ایکارد از لیدر و فروش آن به افراد مجموعه خود .
4 – پس از گرفتن مدرک پیشرفته فعال کردن بخش فوق پیشرفته فرهنگی و آن هم به مبلغ 500.000 ریال
با تهیه ایکارد از لیدر و فروش آن به افراد مجموعه خود .
5 – گرفتن سود از بابت سولار از 1% تا 14% ولو اینکه در مجموعه سولار شما باینر هم
خریداری شده باشد
6 – گرفتن سود از بابت تعادل باینر هر 3و 3 امتیاز 300.000 ریال که شامل فرهنگی و باینر میباشد .
7 – گرفتن سود از بابت تعادل 6و6 امتیاز بابت سولار
از کسانی که از گرفتن این همه سود مغزشان بهم ریخته و احتیاج به مطرح کردن سوالاتشان دارند
تقاضا داریم با بخش نظرات این وبلاگ ارتباط برقرار کنند و در مجموع جوابهای ما را در وبلاگ
خواهند خواند.


تیم آموزشی وست ویژن
سربندر وست
بهترین تحلیل فردا اعلام می شود.
پاکی آسمان را متهم نکن به ابر...
شاملو
سربندر وست
چندی قبل پستی داشتیم تحت عنوان" دامی ديگر به نام گاما نت ورک"
به دلیل حملاتی که از سوی گروههای مختلف نسبت به ماصورت گرفت توضیحی
در باره ی این اظهار نظر را ضروری میدانیم.
مطلبی که پیش روی شماست از دوست عزیز و صاحبنظر اینجانب جناب
مهندس الف.چاوش می باشد.که در روزنامه های استان هم بازتاب داشت .
دامی ديگر به نام گاما نت ورک
پس از فعاليت و عضوگيری غیر قانوني شرکت های هرمی وزنجيره ای بيگانه و
داخلی نظير پنتاگونه ديامونه.گلد کوئست.آسونت.نوين و... اين بار شرکت ديگری
به نام گاما نت ورک (gni)به صورتی مخفيانه پا به عرصه اين نوع تجارت
خانمان سوز گذاشته تا بار ديگر شاهد از بين رفتن سر مايه های ارزی و کمک
به فروپاشینظام اقتصادی کشور باشيم بنا بر ادعای مبلغان اين شرکت بيگانه
گاما نتورک نزديک به ۱۵ ماه است که واردعرصه تجارت شبکه ای شده و انواع
محصولات شرکت های نوکيا،سوني اريکسون ، دل و...را به فروش می رساند.
علاوه بر اين امکانات بسياری همچون تور های مسافرتی و تورهای آموزش زبان
انگليسی را در اختيار مشتريان قرار مي دهد.
اين در حالي است که پس از مراجعه به پايگاه اينترنتی شرکت های نوکيا و سونی
متوجه شدم که هيچ کدام از اين شرکت ها اجناس خود را به صورت مستقيم با
روش های تجارت شبکه ای (network marketing) به فروش نمی رسانندهمچنين
پس از مقايسه قيمت ها در يافتم که نرخ اوليه محصولات ايِن شرکت ها در سايت های
www.sony.com & www.nokia.comنزديک به ۱۰٪ارزانتر از قيمت های ارائه شده
در سايت گاما هستند. در حالی که در ابتدای جلسه معرفی اين شرکت مبلغان می گفتند
با حذف واسطه های تجاری و رساندن مستقيم کالا از تو ليد کنندگان به مصرف کنندگان
توسط شبکه ای از مشتريان خود کمپانی . جنس ارزانتر به دست خريدار می رسد.
علا وه بر اين ها اين نکته که چرا شرکت (gni)اجناس خود را در صورت خريد نقدی
%15 نسبت به حالت قسطی گران تر می فروشد مرا به فکر فرو برد.
ادامه دارد...
سر بندر وست
بیمار به پزشک گفت:دکتر ترس بر من غلبه کرده ترس تمام لذتها را از
من گرفته.
پزشک گفت:در مطب من موشی است که کتاب هایم را می جود.اگر
درمانده ی این موش شوم از نظر پنهان می شود و جز شکار موش در
زندگی ام کاری نمی کنم.به جای آن بهترین کتا بهایم را جای مطمئنی گذاشته ام
و به او اجازه می دهم برخی از کتابهای دیگرم را بجود.بدین ترتیب او
همچنان موش می ماند و هیولا نمی شود.
از چند چیز بترس و تمام ترست را بر آن چندچیز معطوف کن...
بدین ترتیب می توانی در رویارویی با مسائل مهمتر شجاع باشی.
پائولو کوئیلیو
سربندروست
تمام شب به خيال تو رفت و مي ديدم که پشت پرده اشکم سپيده سر مي زد

خدايا !
بحران زده ام ، نمي دانم به كجا رو كنم ! به چپ و راست رو مي كنم ، به پس و پيش و فقط ظلمت را مي بينم. به درون رو مي كنم ، ستاره اي مي بينم خدايم ! تو آن ستاره اي ، و اگر تو با مني ، درون من ، كنار من ، هيچ نيرويي در اين دنيا نمي تواند مرا شكست دهد. هر چه جلال است، از آن توست! خدايم ! حتي اگر در هياهوي روزمرگي تو را از ياد ببرم ، تو مرا فراموش نخواهي كرد خدايم ! تو در تمامي مشكلات و دشواري هاي زندگي ،نيرو و اقتدار مني خدایم!راهي نمي بينم و آينده پنهان است اما مهم نيست ، همين كافي ست كه تو همه چيز را مي بيني.
پس ای شنونده دعاهای من ! ای آنکه بی پاسخ نگذاشته ای هر آنچه خواستم! ای آنکه هنوز هم معجزه می کنی! ای آنکه شرمسارم از آن چيزی که به من دادی و من ندیدم و شکرت نکردم!ای نگاهدارنده مسافران غریب عرفانت! ای موسیقی بی کلام عشق! ای رود زلال روح من! ای خداوند شایسته خداوندی !اي خجسته !ای صاحب انسان و مَلَک!ای قدرت مطلق کائنات!ای خدای کوه، خورشيد، دنيا، گُل، پروانه، شبنم!
تو را قسم به وصف بی پايانت!تو را قسم به لحظه دعا!تو را قسم به لحظه توبه!تو را قسم به لحظه گریه!تو را قسم به لحظه ای که دلم شکست!
خداوندا ما را به رحمتت مورد قضاوت قرار ده نه به عدالتت چرا که رسوای جهانيم!
خداوندا مرا در اوقات تنهايي و نيازمندي تنها مگذار اي رحيم و بخشنده !
خداوندا به نجات من هم بيا. مرا موهبت آن بخش كه در تو زندگي كنم پيش بروم و نفس گسيخته را بكشم مباد كه از ياد ببرم تو پناه و آسايش من هستي!
خداوندا نگذار از تو بخواهم، بيشتر از آنچه که داده ای!
یا لطیف!
هم اکنون که دست به بالا آورده ايم و از اعماق دل در کران کهکشانها بر وجود لایتناهیت دعا میکنیم و با تمام کوچکی خود ، خداوندیه بی پایانت را بانگ می زنیم بر ما اجابتی کن
این دعا را!
آمین
سربندر وست
بازاریابی شبکهای ۳
خدا را شکر میکنم که موضوع تفاوت بازاریابی شبکهای و طرحهای هرمی یکبار همین چندی پیش ( در تیرماه ۸۴ و در برنامهی گفتگوی ویژهی خبری شبکه دو سیما ) در رسانهای چون صدا و سیما با قدرت مطرح شد و این را به فال نیک می گیرم که در آینده با مطالعه، بررسی و تجزیه و تحلیل های بیش از پیش بتوانیم تعاریف و مفاهیم واقعی بازاریابی شبکهای را در میان مردم پیش از بوجود آمدن مشکلات و مسایلی که عواقب آن قطعاً جبرانناپذیر است هویتمند سازیم.
این تا حدودی باعث تاسف است که بازاریابی شبکهای که بیش از چهل پنجاه سال در امریکا حضور داشته است و برای آن قوانینی به صورت محلی و ایالتی نوشته شده است امروز و در حالی وارد مملکت ما شود که هنوز در مورد آن قوانین روشنی وضع نشده است. آقای دکتر کاتوزیان در برنامه ویژهی خبری تصویری را نشان دادند از حالت باینری بازاریابی شبکهای و معتقد بودند که ۷۵ درصد از افرادی که در سطوح پایین تر قرار میگیرند پول خودشان را از دست میدهند و به نوعی د چار خسارت میشوند و به همین علت این گونه بازاریابی مردود و نوعی کلاهبرداری است. من در اینجا با گلد کوئست و شرکتهای مشابه کاری ندارم، اما معتقدم که در اواخر هزارهی دوم و در همین اوایل هزارهی سوم، موج جدیدی بوجود آمده است که با گذشته تفاوت دارد. افرادی که وارد شبکهای از یک کار تیمی بازاریابی میشوند، باید دقیقاً آگاه و مطلع شده باشند که توقف یا به نوعی سرپیچی آنان از فعالیت به معنای زیانی واقعی برای خودشان و نیز زیر مجموعههایشان است. در راس این فعالیتهای بازاریابی، شرکت، تولید کنندهی کالا یا عرضه کنندهی خدماتی است که میخواهد هر چه بیشتر بفروشد و به میزان درخواست، تولید یا حمایت کند، عدم فعالیت افراد هم به ضرر خود آن افراد است و هم به ضرر شبکه یا سیستم تولید کننده.
من در تئوری گرداب گستردهی گیتی دقیقاً همین را میگویم و معتقدم، هزارهی جدید، هزارهی تلاش و پیگیری آحاد بشر است. افرادی که جذب این گرداب میشوند برای باقی ماندن یا زنده ماندن (Survive) چارهای ندارند جز آنکه افراد بیشتری را به این گرداب فرابخوانند. این کلاه برداری نیست و در باغ سبز نشان دادن هم نیست، این جبر زمانهی کنونی است. در مقالات دیگری هم این مطلب را گفتهام که منظور من از این گرداب، شرایط کنونی جوامع بشری است از هر لحاظ، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و اجازه دهید با احتیاط بگویم سیاسی و ایدئولوژیک. یادم میآید در زمان انقلاب، وقتی انقلابیون شبنامه پخش میکردند، میگفتند بخوانید و به دیگران بدهید و شما هم حتماً این را یادتان هست. این عین بازاریابی شبکهای است، غیر از این است؟ در بازاریابی شبکهای، شما خرید یا استفاده از کالایی را یا خدماتی را به دیگران توصیه میکنید و افرادی در زیر مجموعهی شما قرار میگیرند، شما مسئول زیر مجموعهی خودتان هستید و آنها را با حضور خود و آموزشهای مداوم خود و کاتالوگها و بروشورها و نمونههای کالا حمایت میکنید و از آنها میخواهید که استفاده کنند و استفاده از آن را به دیگران نیز توصیه کنند. بر اساس این الگو، و برای جبران یا پاداش کاری که انجام میدهید، به شما بر اساس طرحهای پاداشی (شرکت) پورسانت داده میشود مثلاً در سطوحی خاص و در شرایطی خاص (مثلاً وقتی که تعادل برقرار شد).
آقای کریمی راد (سخنگوی قوهی قضائیه) در آن جلسهی گفتگوی ویژه خیری شبکه دو سیما، یک راست میرفتند سراغ این مطلب که این اصلاً کلاه برداری است و در قوانین قدیمی هم گفته شده است که چه و چه و چهها ... من معتقدم که این شیوهی درستی نیست که در پیش میگیرند و ما در Networking (به عبارت دیگر معاشرت ) یک مقوله ای داریم به نام قانون ۳۰۰ - این یعنی، هر کسی (اگر هیچ کسی را نشناسد، حداقل ۳۰۰ نفر در اطرافیانش را میشناسد) در بازاریابی شبکهای به افراد اولین آموزشی که داده میشود این است که برای شروع از دایرهی نفوذشان شروع کنند. ( چه کسی را میشناسند و چقدر روی او نفوذ دارند؟ آیا این آموزش برای زیستن در هزارهی سوم آموزش غلطی است یا کلاه برداری است؟) به افراد مستعد آموزش داده میشود که با افراد مختلف تمرین کنند، به آنها آموزش داده میشود که بیشتر بخوانند، جامعه شناسی یا روانشناسی بدانند، نیازهای مخاطبین را بشناسند و پیدا کنند و آن را هدف قرار دهند. این نوع آموزشها و نکته دیگر اینکه، بیشتر فکر کردن، سخت ترین کار در این نوع بازاریابی است. اینها روشهای انجام کار است و نمیتوان براحتی گفت که اینها کلاه برداری است. کلاهبرداری زمانی است که شرکتها به تعهداتشان وفادار نباشند و آنها را انجام ندهند.
گفتههای ضد و نقیض بسیار است، مثل هر پدیدهی نوی دیگری که وارد جوامع بشری میشود. عدهای که فعالیت نمیکنند، متوقف میشوند ، در مقطعی از زمان خود را مال باخته احساس میکنند و اولین کاری که میکنند شکایت است. در همان سطح، فرد دیگری که فعالیت بازاریابی را ادامه میدهد، بعد از مدتی به نتیجه میرسد، سرمایهای جمع میکند ، نیازهای دیگری را در جامعهای که بتازگی با آن آشنا شده است پیدا میکند و سرمایهاش را روی کالا یا خدمات دیگری متمرکز میکند. ممکن است از بازاریابی شبکهای استفاده کند و یا استراتژی دیگری مثلاً بازاریابی اینترنتی ، یا بازاریابی مستقیم اتخاذ کند . فعالیت جدید، تولید جدید، فروش جدید و این فرد در گرداب گستردهی گیتی موفق میشود یا به عبارتی زنده میماند. این فرد راه را به دیگران آموزش میدهد و به آنان گوشزد میکند که کار سختی است . من در مقالهای به زبان انگلیسی که در سایت نیز آرشیو شده است به این موضوع اشاره کردهام که سخت ترین کار فکر کردن است و مهمترین جنبهی گرداب گستردهی گیتی و یا مهمترین جنبهی همین اینترنت، یا همین هزارهی سوم این است که میزان فکر کردن در میان آحاد مردم بالا میرود.
شما ببینید که ما در همین ایران خودمان بیش از یکصد هزار وبلاگنویس داریم، افراد با ورود به اینترنت، نویسنده و مترجم میشوند و سر از روزنامهها درمیآورند و بعد از یک مدتی مجموعه مقالاتشان را چاپ میکنند، به سخنرانی میپردازند، دست به تحقیق میزنند، دست به تجزیه و تحلیل میزنند و ... به عبارتی دیگر موفق میشوند، کار پیدا میکنند، پول درمیآورند و خرج خودشان را و خانواده شان را در میآورند و بدون اینکه تحصیلات آکادمیک خودشان ادامه داده باشند، آنقدر میدانند که به آقایان دکترها و اساتید دانشگاه میگویند: ببخشید، شما ظاهراً در این مورد کم میدانید! - اینها پیش آمده است و این ناگزیر است و این درست نیست که به آن فرد بگوییم آقا تو کلاهبرداری (این دانش را از کجا آوردهای) - در مقاله دیگری باز به انگلیسی (در سایت موجود است) آورده ام که عصر حاضر، عصری است که همه چیز مکتوب است همانطوری که وب مکتوب است. برای نوشتن، باید نوشتن را بیاموزیم، باید بیاموزیم که چطور بخوانیم و باید بیاموزیم که چطور سریع و حرفهای آموزش دهیم. در این عصر دانشگاهها به ما آموزش خاصی نمیدهند، افراد باید خودآموخته شوند با استفاده از اینترنت و با تکنولوژیهای نوین. شرط موفقیت دانستن و آگاهی است به هر طریقی که ممکن باشد.
افراد بسیاری حقیقتاً تنبلی میکنند، نه زبان میدانند، نه کامپیوتر میدانند، نه با اینترنت آشنایند و کار میکنند، نه روش تحقیق میدانند، نه اصول بازاریابی میدانند، نه اطلاعات میدانند چیست، نه جستجو و تجزیه و تحلیل اطلاعات را میدانند، فقط میخواهند یک شبه پولدار و ثروتمند شوند. یک کالا (مثلاً یک سکه) میخرند و مینشینند کنار، نه تلاشی ، نه مطالعهای ، و نه هیچ کار دیگری مثل آموزش دیدن، پرسیدن، تجربه کردن و وارد گود شدن، بعد میبینند خبری نشد، آنوقت اولین کاری که میکنند شکایت است. چرا نشد؟ چرا کسی نیامد، چرا؟ چرا؟ بعد هم فریاد برمیآورند که آی عجب کلاهی رفت بر سر ما! عین همین ماجرا، برای آن فردی است که مثالش را قبلا نیز زده بودم: ته یک پاساژ، مغازهای گرفته و هیچ کاری نکرده است برای فروش کالا یا تبلیغات، یک سال بعد او را میبینیم که از دنیا و زمانه شکایت میکند که آی بردند و خوردند و مال را باختم! دستیابی به یک بینش هم سخت است و سخت فکر میبرد.
از سوی دیگر، بسیاری از اعضای خبرنامههایم این سوال را مطرح میکنند که آیا دولتمردان و مسئولین ما قصد دارند با این صنعت مقابله کنند؟ آیا میتوانند با آن مقابله کنند؟ آیا باید مقابله کنند و سوالاتی از این دست.
اجازه دهید در اینجا نظرم را با یادی از یک خاطره برایتان بنویسم که فکر میکنم چندی پیش در پیامی دیگر، در یکی از خبرنامههایم، به نیز اشاره کرده بودم. بعضی از دوستان (و البته بعضی وقتها حتی همسرم) به من میگویند، تابان، در سی و نه سالگی، مثل مادربزرگهایی شدهای که ماهی ده بار یک خاطره را برای دیگران بازگو و تعریف میکنند! (: به هر حال یادم میآید، ده دوازده سال پیش که در صدا و سیما بودم، آقای لاریجانی که چند روز از ورودشان به جام جم بیشتر نمیگذشت، در یک حرکت سریع و حرفهای به تمام واحدهای سازمان (تا حد امکان) سر زدند و با حضور در کنار کارکنان گپی کوتاه داشتند با کارمندان و ... آن زمان من در روابط بین الملل کار میکردم و در دفتر اتحادیههای سازمانهای رادیو تلویزیونی منطقه مثل آسیاویژن و ... آن زمان از وظایف من این بود که هرآنچه که دربارهی ماهوارههای پخش رادیوتلویزیونی به ما ارسال میشد، از خبر و مقاله و متون سخنرانی و ... مطالعه کنم، ترجمه کنم و در نهایت با کمی تجزیه و تحلیل به صورت مقالاتی برای مدیران سازمان ارسال کنیم تا در جریان وضع باشند، آقای لاریجانی که به اتاق ما آمدند، از من با اشارهی سر به بالا پرسیدند که : آن بالا وضعیت چه جوری است؟ (منظورشان ماهواره ها و شبکههای تلویزیونی ماهوارهای بود) آیا میتوانیم مقابله کنیم؟ آیا باید مقابله کنیم؟ چه کار میتوانیم انجام بدهیم؟ - آن زمان حتماً یادتان هست که تعداد ماهوارههای پخش رادیوتلویزیونی در منطقه آسیا- اقیانوسیه خیلی محدودتر از امروز بود و تکنولوژی ارسال یک تکنولوژی آنالوگ بود که ماهوارهها محدودیتهای بسیاری داشتند برای عرضه تعداد کانالها و البته با هزینههایی بسیار بالا. یادم هست که آن زمان صراحتاً به آقای لاریجانی این را گفتم که ایجاد محدودیت و مقابله شاید امروز امکان پذیر باشد به جهت تعداد کم مصرف کننده (گیرندهها) و تعداد کم تولید کننده (فرستندهها)، اما رویکرد و trend در آینده حجم عظیمی از تولید با کانالهای متعدد برای فرستندهها و گیرندههای بسیار زیاد است که با توجه به فنآوری دیجیتال، به سرعت در حال پیادهسازی است. راه مقابله تولید محتوا است . اگر یادتان باشد، آن زمان تعداد شبکههای داخلی ما در تلویزیون ۲ کانال سراسری بود و فکر میکنم که آقای لاریجانی تصمیم بسیار درستی گرفتند آن زمان برای سرمایهگذاری در ایجاد و توسعه شبکههای تلویزیونی متعدد و ساخت و تولید برنامه.
به عقیدهی من، اینها همه موجهای همان گرداب گستردهی گیتی هستند که میآیند تا بمانند. ماهواره ها و شبکههای متعدد ماهوارهای آمدند و ماندند و توسعه یافتند، ویدیو هم آمد و ماند و توسعه یافت، پنجاه سال پیش تلویزیونها هم آمدند و ماندند، تلکس و فکس و تلفنهای (همراه) سلولی (و اکنون ماهوارهای) هم آمدند تا بمانند. یک دههی گذشته، اینترنت هم آمد که بماند و توسعه یابد و همه اینها با سرعتی خارقالعاده. با همهی این وسایل و ابزارها و صنایع و تکنولوژیها میتوان افکار و اعمال غیر اخلاقی تولید و عرضه کرد، کما اینکه تولید و عرضه هم میشود و این مقولهای است که در سرتاسر دنیا روی میدهد. اما آیا ما بایستی همیشه مثل دنکیشوت شمشیر برداریم تا برای مبارزه با آسیاب فنآوری ها فریادزنان حمله کنیم؟ چه حاصل میشود؟ هیچ! خودمان را مضحکهی خاص و عام میکنیم و در آینده از ما بسیار خواهند نوشت همانطور که از دنکیشوت. متوجه عرایضم که هستید!
بازاریابی شبکهای که به نوعی طرح های هرمی را هم در دل خود دارد بیش از پنجاه سال است که همچون موجی نو مطرح شده است. به نظرم این نیز آمده است که بماند و حتی بیشتر از این متحول شود و توسعه یابد کما اینکه روشهای باینری و ماتریسی و یونی لولی و ... در آن بوجود آمدند.
دولتمردان و مسئولین ما تا کی میتوانند با این صنعت مقابله کنند؟ آیا اصلاً میتوانند؟ به قول آقای حیدری در برنامهی گفتگوی ویژهی خبری سیما (۲) (شاید اگر چنین کنیم) این فعالیتها زیرزمینی میشوند و به نظر من (نویسنده) اثرات سوء آن عمیقتر و فجیعتر میشود. به جای اعمال محدودیت و مقابله باید مردم را آگاه کرد، قوانین درست وضع کنیم. این چه کاری است که در قوهی قضائیه میخواهیم همهی موضوعات و پدیدههای نو را با قوانینی جواب بدهیم که برای آن موضوع به صورت تخصصی نوشته نشده است. آیا کار بررسی کارشناسی این موضوعات، ایجاد کار واقعی نمیکند خصوصاً برای خیل عظیمی از همین افراد مستعدی که برای کسب درآمد جذب شدهاند؟ دولت میتواند هزینههایی که برای مقابله با این مقولات کنار گذاشته است را برای بررسی، مطالعه و تحقیق و تجزیه و تحلیل و مشاوره بپردازد. هر شرکتی که در این زمینه فعالیت میکند در سرتاسر دنیا میتواند موضوع پروژهای باشد برای بررسی و تحقیق و برای آموزش مردم. در امریکا، روزنامهنگاران، محققین و مقالهنویسان و فعالان اینترنتی و نویسندگان اینترنتی هر روز در حال نوشتن صدها و حتی شاید هزاران مقاله برای آگاه ساختن مردم از وجود شرکتهایی با طرحهای معتبر و قابل قبول MLM (منظورم شرکتهایی است که بازاریابی شبکهای را به عنوان یک مدل کسب و کار معتبر و درست - یعنی وقتی که کالایی مصرفی دارند - پیشنهاد میدهند) و نیز شرکتهای هرمی و غیره هستند و آنها بالا بردن سطح آگاهی مردم را هدف قرار دادهاند نه مقابلههای کورکورانه.
موضوع مهم به نظر من اقتصاد جهانی است. ما در تجارت الکترونیک هم این موضوع مهم را مد نظر داریم. گردش سالم پول در میان مردم . ایجاد کار و کوشش و فعالیت برای کسب درآمدهای سالم . اینها اهداف این تکنولوژیهای جدید است که اکنون در دست بشر قرار دارد. مثل انرژی هستهای میتواند از آن استفاده کند، یا برای تولید برق و انرژی، یا برای تخریب و ساخت بمب اتمی. در اینترنت هزاران سایت غیر اخلاقی هم موجود است، اما من پیشرفت خودم را در آنچه امروز هستم مدیون همین تکنولوژی میدانم، بسیار میخوانم، بسیار یاد میگیرم و بسیار فکر میکنم و بسیار آموزش میدهم. شبکههای ماهوارهای هم همین است. با پست الکترونیک میتوان با مردم، با دوستان و آشنایان ارتباط داشت، میتوان اخبار و مقالات را گرفت، میتوان اسپم هم کرد و اسپم هم گرفت (یعنی هرزنامه ارسال کرد و سیلی از هرزنامهها را دریافت کرد. - که البته من هیچگاه این کار را توصیه نکرده و نمیکنم.) - بالا بردن آگاهی و اطلاعات مردم راه درست است. برخورداری از قوانین درست و نه کهنه و غیر مرتبط راه درست است. ایجاد فضای امن و ایمن برای تبادلات الکترونیکی و غیر الکترونیکی راه درست است و نه سرکوب و زیرزمینی کردن فعالیتها .
(( آیا واقعا وست ویژن جوابگوی نیازهای یک نتورک سالم در ایران با توجه به شرایط کنونی نیست ؟ ایا واقعا این همه دشمنی و کارشکنی از سوی دشمنان و یا احیانا کمی کم لطفی از جانب مسولین نسبت به این شرکت و اهدافش کم لطفی به جوانان برومند و تیز هوش این مرزو بوم و صنایع دستی این دیار پر کهن نیست ؟ ))
سربندر وست
بازاریابی شبکه ای ۲
.
در بازاریابی شبکهای موضوع مهم مشتری است و این که کالا یا خدمات مورد نظر باید مصرفی باشد مثلاً مواد غذایی، یا بهداشتی، دارو و از این قبیل و اگر نگاه کنید میبینید که بیشتر شرکتهایی که در ایالات متحده در این زمینه کار میکنند از این جنس شرکتها هستند.
تا جایی که من اطلاع دارم، بازاریابی شبکهای ) که بیش از ۴۰ سال پیش در امریکا متولد شده است) با فعالیت شرکتهایی چون گلد کوئست، مای سون دایموند و ... و کالاها یا خدماتشان وارد ایران شده است و تاکنون به روایتهای مختلف بیش از ۱۵۰ هزار و به روایاتی دیگر نزدیک به ۳۵۰ هزار نفر در ایران برای آن بازاریابی ( کار) میکنند. downlineها به سرعت و به راحتی گسترش مییابند ( چرا که ما ایرانیها اصولاً آدمهایی معاشرتی هستیم ) اما در مقاطع یا در سطوحی متوقف میشوند (چرا که بیشتر ایرانیها نه اهل مطالعهاند و نه اهل آموزش دیدن و نه سرمایهگذاری برای آموختن یا گرفتن مشاوره و اینها از جمله مشکلات اساسی در خصوص بازاریابی شبکهای در ایران است.) - تا جایی که من متوجه شدهام اکثر بازاریابان شبکهای در ایران از uplineهای خود گله دارند چرا که آنان را به حال خودشان رها کرده و رفتهاند دنبال زندگیشان. بزرگترین مساله در خصوص شکست در بازاریابی شبکهای قطع رابطه بین سطوح (پایینی با بالایی) است و قطع رابطه یعنی قطع آموزش.
پیش از انتخابات ریاست جمهوری ایران، صحبت از این بود که گروهی از نت ورکرها ( فعال در زمینه گلد کوئست و EBL و .. ) میخواستند همایشی با حضور آقای رفسنجانی داشته باشند به این عنوان که ایشان از نتورکرها حمایت میکنند اما گویا چنین همایشی هیچگاه برگزار نشد. از طرف برخی شرکتها هم از من برای شرکت در این مراسم و دیگر گردهماییهای مشابه در حد حرف پرس و جو شد، اما دعوتی به عمل نیامد و هماهنگی هم نشد و تاکنون تا جایی که من مطلعم درباره این گونه فعالیتها هیچ کنش یا واکنشی از سوی آقای احمدینژاد رئیس جمهور منتخب نیز منعکس نشده است و اینگونه فعالیتها کماکان در هالهای از ابهام قرار دارند. این در حالی است که من معتقدم باید در این خصوص موضع گیریهای مشخصی صورت گیرد و در جهت آگاه ساختن مردم از بطن قضایا، تعاریف و مفاهیم، فرهنگ استفاده و گسترش آن و نیز وضع قوانین مشخص اقداماتی ضروری انجام گیرد.
در جهان، آنچه که مسلم است این است که بازاریابی شبکهای آمده است که بماند و توسعه یابد، اکنون بازاریابی شبکهای به عنوان جلوهای از کار در منزل مطرح است و بر اساس آخرین آمارها در کشوری مثل استرالیا بیش از یک میلیون نفر به کار در خانه روی آوردهاند چرا که توانسته هزینههای (اجاره دفتر کار یا ایاب و ذهاب و ... را بشد ت کاهش دهند) - نمیگویم همهی مثلاً این یک میلیون نفر به بازاریابی شبکهای میپردازند، اما درصد بالایی از آنها بازاریابی شبکهای را به عنوان استراتژی موثری در یافتن کار و با حضور الکترونیکی بر روی اینترنت انتخاب کردهاند.
در دومین سمینار تجارت الکترونیکی اهواز من به یک دهه تجارت الکترونیکی در دنیا و عدم حضور فعال ما در آن اشاره کردم و از بازاریابی شبکهای نیز یاد کرد م و گفتم که ما در حالی در این موضوعات (دیگر تقریباً پیش پا افتاده)، دست دست میکنیم که دیگران (در سایر کشورها) به گونهای سریع و کاملاً حرفهای از آنها برای ایجاد کار، افزایش تولید، افزایش فروش و کسب درآمد سود میجویند. در آن سمینار، مدلهای مختلف کسب و کار، مدیریت روابط مشتری و استراتژیهای بازاریابی اینترنتی و نیز بازاریابی شبکهای مورد تاکید من و سایر سخنرانان قرار گرفت و حتی آقای مهندس فرداد کرگانی عنوان و محتوای سخنرانی خود را به بازاریابی شبکهای اختصاص داده بودند. در سمینار اهواز به این موضوع پرداختم که در دنیا، کاربران اینترنتی امروز با کاربران ده سال پیش تفاوتهای اساسی دارند، نیازها دیگر آن نیازهای ده سال پیش نیست و د یدها تغییر کرده است، بیش از چهل سال پیش، طرحی برای بازاریابی کالا و خدمات مطرح شده است، روی آن کار شده است و قوانین آن مکتوب شده، به تصویب رسیده است و اکنون به عنوان مدلی برای کسب و کار، یا کار از راه دور مورد استفاده مردم قرار گرفته است. اما ما هنوز اندر خم یک کوچهایم! در صحبتهایم به این اشاره کردم که ما در تجارت الکترونیک و در شیوههای بازاریابی اینترنتی، یا بازاریابی شبکهای یا کار از راه دور قوانین مدون درست و حسابی نداریم که فراگیر شده باشد، در زمینه کپی رایت و امنیت دادهها و تبادلات الکترونیکی و پول الکترونیکی هنوز مشکل داریم و در این ده سال، فقط تاکید کردیم که باید داشته باشیم و ... فقط تاکید کردن روی این کار که فایدهای ندارد و باری از روی شانههای ما و نسل آینده برنمیدارد. ما این حرف ها را میگوییم و مینویسیم، آقایان و متاسفانه ...عزیز! هم در جلسات پر زرق و برق، به یک عدهای که حقیقتاً در ده سال گذشته کار آنچنانی نکردهاند جز اینکه در نشستهایشان بر اهمیت موضوعات فقط تاکید کنند - جایزه و نشان و لوح تقدیر بدهند.
همیشه گفتهام که ما باید در این زمینهها به طور جدی فرهنگ سازی کنیم. آموزش دهیم، اطلاع رسانی کنیم و آمار و ارقام را به روز کنیم و آنان را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم و در نهایت به اطلاع عموم برسانیم. وقتی تعداد جلسات و سمینارهای ما در این زمینهها (تجارت الکترونیک یا بازاریابی الکترونیک) در سال به تعداد انگشتان دو دست هم نمیرسد و علی الخصوص، صدا و سیما و مطبوعات پوشش مناسبی از این رویداد یا رویدادهای مشابه نمیدهند چه آیندهای را میتوان متصور بود؟
Se7eN Vision team
سربندر وست
بازگشت مهندس و تاپ لیدر ها با دست پر از سفر دبی !
منتظر اخبار جدید باشید...


بنا بر گزارش دوستان ما در وبلاگ تیم آموزشی وست ویژن
سربندر وست